یادداشت های من
[بنویس از سر خط] حالا که رفت و غصه اش رفته ز یادم گیرم بازم بیایی خیلی از نوشته ی قبلی توی وبلاگم می گذره نه اینکه وقت نوشتن نداشتم ذهنم خیلی درگیر بود و به قول یه عده راهی اشتباه رو بازززززززززز تکرار کردم اما ای کاش اون یه عده اشتباهات زندگی خودشونو هم می دیدن که چه کردند و جه بر سر خودشون و دیگران آوردن همیشه وقتی به نفرین یا انتقام فکر می کنم آخرش به این می رسم که : خدایا بفهمون به اونایی که اشتباه کردن اشتباهاتشون رو دلم خیلی گرفته خیلیییییییییییییییییی کاش یکی میومد و معنی درست واژه دوست داشتن به خیلیا گوش زد می کرد چقدر زجر آوره که آدما نتونن همدیگه رو بفهمن چقدر زجر آوره که معنی کارای همدیگه رو نفهمن و زجرآورتر زمانی هست که دلت واسه اونی که عاشقش بودی و تنهات گذاشت و رفت بسوزه بعد اون بیاد خیلی راحت به جرم اینکه یه زندگی جدید رو از سر گرفتی بخواد جلو همه خرابت کنه خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم خییییییییییییییییییییییییییییلی گرفته بازم می گم خودت خوب از دلم خبر داری واسه هیچ کس بد نمی خوام و بمیرم اگه بد کسیو خواسته باشم اما به بزرگیت قسمت می دم بفهمون به خیلیا خیلی چیزا رو ای کاش... امیدوارم... ما گذشیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید می گم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعله ی سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید می گم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم اگه دنیا بی رحمه تو مهربون باش اگه آفتاب می سوزونه تو سایه بون باش حالا که تنهایی پای جونم نشسته بیا واسه من تنها تو هم زبون باش تو مهربون باش اگه سرما کمین کرده کنار باغچه واسه گلهای نیمه جون تو باغه بون باش تو مهربون باش چراغ زندگیمو دوباره روشنش کن عزیز تنها مونده دیگه نازو کمش کن تو اوج قهر و آشتی اگه بیای گل کاشی نمی شدم فداییت اگه دوسم نداشتی دیگه واسه برگشتنت دیوونه هستم واسه خوشبختی دنبال بهونه هستم اگه می گم گره ها رو محکم ببندیم دلواپس فردای بی نشونه هستم ...
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
[بنویس که بدونه]
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست
[اونکه گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده]
دیگه صداش نکن بزار خودش بیاد دنبالت بگرده..
آ ا آ آ آ
[دیگه گریه نکن]
آخه اشکه تو باعث شادی اونه
[دیگه به پاش نسوز]
آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه
[اگه می خواست می موند , حالا که غصه اش رفته ز یادم]
اگه پیشم می موند می دید جز اون به هیچکسی دل نمی دادم
اگه پیشم می موند
می دید جز اون به هیچکی دل نمی دادم
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگرون بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود
میخوای بیای بیا ولی حیف
حیف دیگه خیلی دیره
حالا که خاطراتت
یکی یکی میمیره
کی گفته بود که تنهام
وقتی تو رو ندارم
بازم می گم
بدونی منم خدایی دارم
برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی
گیرم بازم بیایی
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود؟![]()
![]()

