تبليغاتX
یادداشت های من


یادداشت های من

 

بی مقدمه

یادمه اون موقع ها خیلی بیشتر واسه خدا می نوشتم و باهاش حرف می زدم

اما چندین وقته حرف زدنم با خدا خیلی کم شده اما باز امشب می خوام بنویسم

وقتی شروع می کنم به نوشتن واسه خدا تمام ذهنم درگیر این می شه که :

یعنی خدا می شنوه حرفامو !

یعنی می شه بنویسم واسش از دل گرفته و تنگم و کاری نکنه!

نه نمی شه اما تو کارم اشکال هست

باید دل خدا رو به دست بیارم

این یه حقیقته که وقتی دل کسیو به دست بیاری اون موقع است که

خیالت از هر جهت و هر سمت و سویی راحته

و من هیچ وقت کاری نکردم که دل خدا رو به دست بیارم

به دست آوردن دل خدا خیلی سخته اما کاری نیست که فرد خاص یا شرایطی خاص رو بطلبه

سختی کار بخاطر موانع راهه که ما آدما خودمون سر راه خودمون می زاریم

من خدامو دوست دارم

خدایی که خودم شناختم

خدایی که خودم فهمیدمش

خدایی که خداست و واحد

به دعا خیلی اعتقاد دارم اما خیلی کم پیش اومده که دعا کردن به دلم بشینه

نمی دونم شاید به خاطر اینه که همیشه با یه شک شک از برآورده نشدن همراش هست

و شاید هم به همین خاطر هست که دعا هام اونجوری که می خوام برآورده نمی شه

اما خدا جون مگه نمیگی دعای دیگری در حقت مثل دعای انسان بی گناه در حق من گناهکار

همیشه توی بیمارستان وقتی بالای سر مریض می رم

چنان دعاهایی در حقم می کنن که می گم :

همین الان هرچی از خدا می خوام بهم می ده !

نمی دانم!

شاید همین که یه خانواده سالم و آروم دارم و خستگیای روزگار رو در کنار خانواده

راحتر تحمل می کنم خودش از سر همین دعاهاست که شاید نه و حتما اینطور هست

اما دعاهای خودم چی!

خدایا

به یگانگیت قسم اینبار دیگه نهایت تلاشمو می کنم که دلتو به دست بیارم

نه فقط به خاطر دعاها که اول به خاطر خودت

امیدوارم 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/01ساعت 3:47 قبل از ظهر توسط سما| |


Design By : Night Skin

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس